X
تبلیغات
رایتل
من یک زنم...
روزنوشت های یک زن... 
قالب وبلاگ

معتقدم خیلی از اتفاقات روزمره، اشارتی کوچک اما هشداری بزرگ است برای اینکه لحظه لحظه ی زندگی را دریابیم برای دقایقی که می توانی باشی در لحظاتی که بودی...

حادثه ی تلخ اخیر، دقایق بودنمان را هشدار داد و امکان هر لحظه نبودن...

.

.

.

ساعات تلخ بیمارستان، به مثابه ی بودن در تونلی تاریک و سرد بود که زمان در آن یخ زده بود و دقایق گویی قصد ورق خوردن نداشت...

بالاخره با تمام افت و خیزها،ترس و دلهره ها،اشک ها و لبخند های تلخ، دعا ها و امین گفتن ها طی شد...

خدای بزرگم شکرت...هزاران بار شکرت...

خدایا به من قدرت ایستادن بر این زانوان خسته و لرزان را بده و بزار این دوش خسته توان بارهای سنگینی که بر آن می گذاری را داشته باشد.

و سپاس

برای اینکه همه چیز بهانه ای شد تا انسان هایی بیایند و در بخشی از خاطرات و زندگی و یادم برای همیشه جاویدان بمانند.


خدای بزرگ به حرمت این دقایق معنوی:

- به زن کرد ایلامی توان بده تا با پاهای بدون انگشت به جرم ابتلا به دیابت (خواسته یا ناخواسته)را بپذیرد...ترس و هراس و اشکش که توام با غرور و صلابتی ستودنی بود برای همیشه در یادم نقش بست خدای بزرگ به این زن کمک کن تا در این بحران بی انگشتی نیازمند دیالیز دوباره هم  نباشد.

- به زن لاهیجانی که بعد از 17 سال  پستان دومش را هم به تیغ جراحی سپرد تا برای همیشه بی نیاز از درد سرطانی اش باشد توان بده تا نقص بزرگ زنانگی اش به توان مضاعف برای ستایش تو وراضی بودن به رضایت بدل کند.

- به پیرزن زیبایی که به او لقب ملکه برفی دادم توان بده تا با زخم عمیق بسترش کنار بیاید و الزایمرش او را از یاد و خاطرات روزهای خوش زندگی، عشقبازی ها و عشقورزی هاو...دور نکند تا آرامتر از آرامش ذاتی اش این دنیای رنگین و تو خالی را ترک کند.

- الهی به همه و همه ی  بیماران شفای عاجل عنایت فرما/.


برای تو: ممنون که دوبار تماس گرفتی و لطف کردی و گفتی اگه کمکی نیاز دارم از تو  بخواهم. ممنون.....اما اعتراف می کنم صدایت و مهربانیت دیگر عطر و بوی گذشته را نداره.



[ پنج‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1391 ] [ 11:49 ب.ظ ] [ یک زن ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت

Google Pagerank Checker Tool @date @href @day @day